بازگشت خالقان «جستجوی پادشاه» روبرتا و کن ویلیامز


کن ویلیامز در اواخر سال 2020 هنوز در حال برنامه ریزی برای بازگشت کامل به صنعت بازی نبود، اما کتاب اخیراً منتشر شده خود را با عنوان “همه افسانه ها پایان خوش ندارند: ظهور و سقوط سیرا آنلاین” را تبلیغ می کرد که دیدگاه او را مستند می کند. پس از مرگ شرکتی که او تأسیس کرد.

خوانندگان زیرک متوجه خواهند شد که خیلی قبل از فروپاشی شرکت در اواخر دهه 90، پس از یک فروش بزرگ که ویلیامز را کنار گذاشته بود، شروع شده است. زمانی شروع شد که Sierra برای اولین بار در اوایل دهه 80 پول سرمایه گذاری خطرپذیر را گرفت و آن را در مسیر پاسخگویی به کسانی قرار داد که معتقد بودند به جای یک ناشر معتبر بازی های ماجراجویی متمرکز بر روایت، از یک نیروگاه فناوری حمایت می کنند.

کن در کتاب می نویسد: «زمانی که سرمایه گذاری خطرپذیر را پذیرفتیم، مانند هر داروی دیگری شد. “هیچ کس بعد از اولین ضربه متوقف نمی شود. … ما دور دوم سرمایه گذاری خطرپذیر را وارد کردیم. به خاطر ندارم که چرا یا چقدر، اما این پول بیشتر با ارزش گذاری بسیار بالاتر بود. ما بخش کوچکی از شرکت خود را فروختیم تا پول زیادی به دست آوریم و به ما امکان رشد حتی سریع‌تر را می‌دهد.»

زمانی که کن شروع به کار بر روی چیزی کرد که به «ماجراجویی غار بزرگ 3 بعدی» تبدیل شد، این چیزی شبیه بازگشت به یک سرگرمی اولیه بود – یادگیری فناوری‌های جدیدتر و آزمایش کردن بازی‌سازی به خاطر بازی‌سازی. نه هیئت مدیره بود و نه شرکتی. کن در دوران بازنشستگی در رویدادهای آنلاین مانند فستیوال Vintage Computer Federation East یا VCFEast برای کمک به تبلیغ کتابش بود که خودش آن را منتشر کرد و به گفته خودش تقریباً 30000 نسخه در ماه اول انتشار یافت. این زمانی بود که او با یک همکار نامحتمل آشنا شد.

مارکوس مرا سازنده بازی نیست. او یک جواهر فروش و یک کلکسیونر اجناس کامپیوتری قدیمی است. او به طور اتفاقی در VCFEast سخنرانی می کرد، جایی که او در حال سخنرانی در مورد اصلی “جستجوی پادشاه” در سال 1984 بود. به نوبه خود، Mera هیچ برنامه ای برای کار در صنعت بازی نداشت. از این گذشته، او از نرم افزار کامپیوتری برای ساخت حلقه ها استفاده می کرد، نه ماجراجویی های تعاملی. اما زمانی که او با یک قهرمان آشنا شد، اوضاع تغییر کرد.

کن و روبرتا شرکتی را که تاسیس کرده بودند ترک کرده بودند و در دو دهه بعد، دلایل غیبت آنها تبدیل به اسطوره شده بود. آیا آن‌ها از فروش شرکتشان و درام‌ای که پس از آن اتفاق افتاد آنقدر ناامید شده بودند که بازی‌ها کم و بیش برایشان مرده بود؟

لازم نیست. معلوم شد که یک نفر فقط باید از آنها بخواهد.

مرا، 47 ساله، می‌گوید: «به طور اتفاقی من همان مردی بودم که در زمان مناسب آنجا بودم. «احتمالاً نادانی سعادت است. نمی دانستم آنها نمی خواهند بازی انجام دهند و مردم از آنها التماس می کردند که برگردند. بنابراین این ناآگاهی که من در صنعت نبودم مرا از گفتن “هی کن، اگر برگردی عالی نمی شد” نترساند؟ وقتی فهمید من یک هنرمند هستم، گفت: “هی مارکوس، چند روز دیگر با تو در تماس خواهم بود.” چند روز بعد پیامی دریافت کردم.»

قارچ های درخشان در صحنه ای از «ماجراجویی سه بعدی غار عظیم."

صحنه ای از “ماجراجویی غار بزرگ 3D”، بازی جدید روبرتا و کن ویلیامز.

(سرگرمی Cygnus)

یک مشکل: «من قبلاً در زندگی‌ام بازی نساخته‌ام»، مرا می‌گوید. “من حتی این را به کن گفتم. او گفت: “آیا تا به حال بازی ساخته اید؟” جواب منفی. او گفت: “اشکال ندارد، من به شما آموزش می دهم.” تمام مدت عصبی هستم. دارم فکر میکنم اخراج بشم من تجربه صفر دارم من فقط توپ را نگه داشتم و روز و شب بیدار بودم. 20 پوند اضافه کردم من فقط جلوی کامپیوترم نشسته بودم.»

حتما بخوانید:
راهنمای خرید لباس بچه گانه دخترانه - ویرگول

از کن بپرسید که چه چیزی در مورد Mera بود که باعث شد او بخواهد با او کار کند – برای انجام کاری که در دهه‌ها انجام نداده بود – و او به‌طور بی‌پروا احساس می‌کند. در اصل، او فقط از آن پسر خوشش می آمد. کن می گوید: «او سخنور خوبی است.

کن می‌گوید: «من اشاره کردم که روی یک بازی کار می‌کردم و او گفت که یک هنرمند است. “بنابراین ما شریک شدیم و در واقع یک بازی با هم ساختیم. من کاملا از آن راضی بودم. من بودجه عمرانی را دوست داشتم زیرا کاملاً صفر بود. اما من آن را به روبرتا نشان دادم و او گفت: “خب، به نظر می رسد که این یک بازی کاملاً صفر بود.” فکر نمی کردم بد باشد.»

روبرتا حرفش را قطع می کند. او می‌گوید: «او اصرار می‌کند که تا به امروز، خوب بوده است.

مرا می خواست از فرصت استفاده کند. به هر حال او فقط یک بازی کوتاه با کن ساخته بود. البته او دوست داشت دنیا آن را ببیند. اما حتی او می دانست که یک عنصر کلیدی را از دست داده است. “روبرتا مانند “مارکوس، من آنجا بودم، این کار را انجام دادم.” من می گویم، “بیا، روبرتا، بیا یک بازی بسازیم!” او از روی شانه کن نگاه می کرد و نظر می داد، و کن می گفت: “تو یا همه گیر هستی، یا داخل نیستی.” [I]روند سریعی نبود.»

شش ماه بود.

مرا می‌دانست که جزر و مد در حال تغییر است که او و کن صحنه‌ای را برای بازی به روبرتا نشان دادند که شامل چند کوتوله بود. روبرتا بازخورد فوری در مورد نحوه ترسیم کوتوله ها داشت. پس از به روز رسانی قابل توجه صحنه – اما هنوز به کوتوله ها دست نزده – کن لحظه را به روبرتا نشان داد. او یک ضربه را از دست نداد. تنها چیزی که می شنیدم این بود که چرا کوتوله عوض نشده است؟

یک مرد و یک زن روی چند صخره نشسته‌اند و به یک کامپیوتر لپ‌تاپ قدیمی نگاه می‌کنند و یک دریاچه و درخت‌ها پشت سرشان است.

کن و روبرتا ویلیامز که در یک عکس تبلیغاتی بدون تاریخ دیده می‌شوند، بیش از دو دهه پس از ترک شرکتی که تأسیس کردند، Sierra On-Line، از صنعت بازی دوری کردند.

(جان استوری)

روبرتا می گوید: «این همه تقصیر مارکوس بود. او مدام به کن می گفت، “تو باید روبرتا را درگیر کنی.” کن به او می گفت مواظب باش چه آرزویی داری. کن به نوعی نمی خواست این اتفاق بیفتد، زیرا می دانست چه اتفاقی می افتد.

حتما بخوانید:
به هر حال ایلان ماسک به هیئت مدیره توییتر نخواهد پیوست. حالا چی؟

اتفاقی که می‌افتد این است که روبرتا می‌خواهد کنترل بازی و هنر آن را در اختیار داشته باشد، به این معنی که بسیاری از چیزهایی که Mera خلق کرده است، اصلاح یا بازسازی می‌شود. مرا از رابطه نزدیک با ویلیامز برخوردار است و تمرکز خود را بر تخصص فروش و بازاریابی خود گذاشته است. اشتیاق او به بازی واقعاً مسری است، اما او به یاد می‌آورد که وقتی روبرتا بازی را در دید خود بازسازی کرد، موها را به هم زد.

مرا می‌گوید: «برای من بی‌رحمانه بود که این روند را طی کنم و ببینم آثار هنری‌ام نابود می‌شوند. “اما او اشتباه نمی کرد. خیلی خوشحالم که برگشته این بازی اوست، بنابراین من با آن خوب هستم.”

ساخت‌های اولیه بازی که به رسانه‌ها نشان داده شد هنوز هم شامل بسیاری از آثار هنری اصلی بود. روبرتا کاملاً از اینکه به من نشان داده شد که چه چیزی را به‌عنوان دموی خشن از بازی می‌داند، راضی نبود، نسخه‌ای که به طور کامل با تیمی متشکل از 30 نفر از کارکنانی که او و کن استخدام می‌کردند ساخته نشده بود. کن می‌گوید: “من یک روز کامل را در دردسر جدی گذراندم، زیرا او ناراحت بود. قرار بود به شما اجازه دهم آن را ببینید.” او آن را به شکل وحشتناکی در نظر می گیرد.

روبرتا سریع می گوید: «چون می دانم چه چیزی در راه است. هنری که شما دیدید – ما از ماه مارس آن هنر را داشتیم – و در حال تقویت هنری هستیم، انیمیشن بهتر، انیمیشن بیشتر، سرگرم کننده بیشتر – همه چیزهای سرگرم کننده و درخشانی که من دوست دارم.”

از آنجایی که “غار عظیم” بازسازی یک بازی متنی ماجراجویی در اواسط دهه 70 است، روبرتا مراقب است که خود را به عنوان طراح پروژه معرفی نکند و بر نقش خود به عنوان یک مترجم مدرن تاکید کند. او می گوید: “من تبدیل کننده هستم.” “من این کلمه را دوست دارم زیرا کسی آن کلمه را نمی داند.” و با این حال او همچنین می‌داند که تخیل مجدد با او مرتبط خواهد بود و با آثار برجسته‌اش مقایسه می‌شود.

روبرتا می‌گوید: «من تمام آن سال‌ها را صرف بازی‌ها کردم – بازی‌های خودم. “اگر قرار است در آن شرکت کنم، باید عالی باشد. من شهرتی دارم که باید از آن محافظت کنم. حتی اگر حدود 20 سال از آن زمان می گذرد، این بدان معنا نیست که من فقط به آن توجه نخواهم کرد و تمام تلاشم را برای عالی کردن آن انجام ندهم. این کاری است که من انجام می دهم. این کاری است که کن اکنون انجام می دهد. ما همه وارد هستیم ما با هر دو پا و دست به داخل پریده ایم.»


منبع: spring-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum bayan escort - vip elit escort lyft accident lawyer html nullednulled themesViagrasu tesisatçısıgercekhoca.org