تأثیر سال 2020: من نمی توانم بازی های مرگ را متوقف کنم


بازی “What’s Next” با یک کابوس مناسب باز می شود. ویوی ، با استفاده از ماسک صورت در مترو ، بیش از حد خسته و تحت فشار قرار گرفته است ، زیرا فکر می کند یک شب دیگر به خانه برود و کاملاً هیچ چیز ، احتمالاً در بیماری همه گیر امروز ما نیست. با این حال ، او به خانه بر نمی گردد. او در وسایل حمل و نقل عمومی به خواب می رود.

جهنم است

جای تعجب نیست که ویوی با فهمیدن اینکه واقعاً مرده است و اکنون توسط ارواح احاطه شده است – برخی از مردم ، برخی از گربه ها و برخی گیاهان دیگر خیالش راحت است. او فکر می کند اگر این زندگی پس از مرگ باشد ، بسیار خوش شانس است. “من هیچ دردی احساس نکردم. برای من هیچ هزینه ای نداشت. هنوز هم ، مدتی است که به آن فکر می کنم. شما برنده تمام پولها ، Vivi! ”

“What Comes After” با تعدادی از موضوعات حساس سروکار دارد و بازی هنگام هشدار با هشدار همراه است. اما در حالی که کار تعاملی با آسیب به خود ، نفرت از خود و عدم ایمان عمومی برای روزهای بهتر دست و پنجه نرم می کند ، من فهمیدم که این یک تجربه بسیار جذاب و جذاب است ، یک داستان خارق العاده مانند “آهنگ های کریسمس” در مورد اهمیت زندگی.

در تمام مدت ، What’s Next نظریه پردازی می کند در مورد اینکه نه زندگی گربه ها واقعاً چگونه کار می کند ، گل های زندگی چه می خواهند ، و اینکه چگونه بدترین دشمن ما می تواند ذهن ما و مکان هایی باشد که در صورت خنثی ماندن ما را به آنجا هدایت می کند. . من همچنین از نوشتن این داستان قدردانی کردم به عنوان یک قهرمان داستان که اولین فکر او در صورت مرگ احتمالی (اینطور نیست) این است که مرگ با او حساب بانکی ایجاد می کند.

وقتی بازی را به پایان رساندم ، می خواستم از بیرون آپارتمان مرکز شهرم در لس آنجلس فرار کنم تا غریبه ها را در آغوش بگیرم ، به هر گربه ولگرد غذا بدهم ، به هر گیاه آبیاری کنم و فقط دنیا را بغل کنم. اما این یک بیماری همه گیر است و انجام هر کاری غیر از عصبانی شدن از جهان برای من سخت بود. علاوه بر این ، امروزه هیچ آغوش سختگیری با کسی ، به ویژه با افراد غریبه وجود ندارد. هنوز هم ، بازی بازی – و موارد دیگر مانند “من مرده ام” ، “Spiritfarer” ، “Necrobarist” ، “قبل از اینکه فراموش کنم” و “وقتی که گذشته در اطراف بود” – به نظر می رسید که یک افشاگری است ، نوعی یادآوری درمانی که لازم داشتم چگونه می توان در زندگی روزمره معنی پیدا کرد.

در سال 2020 ، من فقط از پس بازی های مرگ بر نمی آمدم.

"من مرده ام"

“من مرده ام” نگاهی جذاب به زندگی خوب زندگی می کند ، حتی اگر یک سگ طول بکشد تا به قهرمان داستان نشان دهد که او را جشن گرفته و دوست داشته اند.

(Hollow Lyre / Annapurna Interactive)

البته مرگ تقریباً بخشی جدایی ناپذیر از همه بازی ها است. این یک حالت شکست است که برای آموزش استفاده می شود و به ما زبانی مانند “زندگی اضافی” داده است. اما مرگ اغلب انتزاعی است – اجساد ناپدید می شوند ، فرصتی جدید برای ما بوجود می آید ، ماریو احمقانه از صفحه خارج می شود و در بازی های مسابقه ای مرگ را به عنوان امتیاز جمع می کنیم. من همیشه این را به عنوان یک استعاره غیر ارادی از چگونگی اینکه اکثر ما معمولاً درباره مرگ فکر می کنیم ، دیده ام. این اتفاق می افتد ، گند می زند ، اما بیایید حرکت کنیم و آن را پشت سر بگذاریم ، نه اینکه واقعاً تجزیه و تحلیل کنیم که چگونه ما را تغییر داده است. برای دهه ها ، بازی ها عمل اجتناب از مرگ را به دست آورده اند.

به هر حال ، بازی ها بی رحمانه ما را می کشند ، اما آنچه که من را در مورد بازی هایی که در اینجا ذکر شده و همچنین دیگران تحت تأثیر قرار داده است ، این است که چگونه مرگ دوباره ساختار می یابد تا به زندگی فکر کند. حتی بازی هک مورد ستایش منتقدان و اسلش هادس از مرگ به روشهای مبتکرانه استفاده می کنند.

ما اغلب در این بازی اکشن با کاوش در اساطیر یونان می میریم. این در طراحی ژانری که بازی به آن تعلق دارد تعبیه شده است ، اما مرگ در هادس ناامید کننده تر می شود و راهی برای بازگشت به آغاز کار و شناختن شخصیت های اساطیری یونان است. “هادس” (کامپیوتر ، مک ، سوییچ) حتی بیداری های خانواده ام را به یاد من آورد ، زیرا تا زمانی که یکی از اقوام درگذشت ، یاد گرفتم ، مثلاً آنچه را که در دانشگاه آموخته بودند ، یاد گرفتم.

به نظر من این بازی ها چیزی بیش از جالب یا منحصر به فرد در رویکردشان نبود. من متوجه شدم که آنها در سال همه گیری ما ، زمانی که تلفات روزانه یک ایالت در شبکه های اجتماعی منتشر می شود ، بسیار حیاتی و کاملاً بهبود یافته اند.

در حالی که مدتهاست که وضعیت روانی شکننده من به معنای خاموش کردن 10 ساعت NPR است که هنگام کار در پس زمینه قرار داشت ، اما خبرهای سخت هنوز در حال رخ دادن است. حتی در میان صحنه های اولین کارمندان بهداشتی که واکسن COVID-19 دریافت می کنند ، هر روز مقادیر بیشتری از عفونت ها ، افزایش مرگ و میر و یک احساس کلی ایجاد می شود که شاید ما آمریکایی ها ، که هنوز تحت تأثیر ویروس قرار نگرفته ایم ، بیش از حد در حال تبدیل شدن هستیم بی حس به راه های تخریب کننده زندگی آنها. البته مرگ اجتناب ناپذیر است ، اما این بدان معنا نیست که ما باید بدون داشتن ماسک صورت جرات کنیم که به دنبال خود بیاییم.

با این حال ، بازی ها ، حتی جدی ترین آنها ، اغلب یک مد دارند. به آنها تکیه می دهیم. ما فقط بازی نمی کنیم. ما با آنها اجرا می کنیم

ما عروسک بازی می کنیم ، مکالمات را مدیریت می کنیم و احساس می کنیم به جای مصرف با رسانه ها در ارتباط هستیم. دنیا وقتی ترسیم می شود ، همانطور که طرفداران انیمیشن دقیق به خوبی آگاه هستند ، به سادگی تصوری برای آن دارد. وقتی شخصیت ها را به سوی مرگ راهنمایی کردم ، هیچ خاکسپاری و هیچ اشک پیدا نکردم. من ، به ویژه در آثاری مانند من مرده و Spiritfarer ، درس های زندگی – خطر و هدر رفتن تمایلات اغلب خودخواهانه ما و ارتباط نادرست را که اغلب هنگام شروع استهلاک اتفاق می افتد ، یافته ام.

که در "روحانی ،" کارهای کوچک به مظاهر بزرگ مراقبت اضافه می شوند و به ما نشان می دهند که زندگی معنادار دلسوزی است.

در Spiritfarer ، کارهای کوچک ماهیگیری و بهتر به نظر رسیدن قایق به مراقبت بسیار کمک می کند و به ما نشان می دهد که زندگی معنادار مهربانی است.

(بازی های تندر لوتوس)

من به لحظه ای کمی در “Spiritfarer” (PC ، Mac ، کنسول های اصلی) فکر می کنم ، یک بازی سرگرم کننده که باعث می شود ما به نیازهای مردگان و ترس هایشان که در طول زندگی برآورده نمی شوند ، پایبند بمانیم. در زندگی پس از مرگ ، ما هویت حیوانات را می پذیریم ، و دوست ما با گوزن گوئن با رابطه اش با پدرش همچنان مبهوت باقی می ماند. ما همچنین با او ملاقات می کنیم و می بینیم او را ربوده اند ، حتی وقتی او مرده است ، در وسط عمارت خود با مجموعه مصنوعات اکنون بی معنی اش. ثروت اندوزی او در زندگی پس از مرگ هیچ قدرتی ندارد ، اما هنوز هم نمی تواند وسواس شدید دخترش را نسبت به مسائل ببیند.

این داستان در طی ساخت چندین ساعت ، هنگام ساخت قایق ، ماهیگیری و دیدار با انواع و اقسام موجودات عرفانی که خواهان کمک ما هستند ، گسترش می یابد. درام خانوادگی گوئن در پس زمینه است ، که از طریق تحقیق و تمایل ما برای کشف آن و وقت گذاشتن برای گفتگو با پدرمان تعریف می شود. این بازی ما را با داستان های وحشتناک روبرو نمی کند. Spiritfarer به سادگی به ما یادآوری می کند که مراقبت از دیگران به چه معناست و چگونه نمی توانیم این کار را انجام دهیم مگر اینکه از خود مراقبت کنیم.

“قبل از اینکه فراموش کنم” یک مطالعه صبورانه در مورد ذهن فردی است که از اثرات زوال عقل غافل می شود. با این وجود ، “Before I Forget” (رایانه شخصی ، مک) مربوط به وحشت بیماری نیست. خانه دنج انتزاعی می شود و مصنوعات خانوادگی لحظه های فردی را به ما یادآوری می کنند یا به ما اجازه می دهند دیگران را تصور کنیم. دیوارها از ما دور می شوند ، موسیقی ما را در آغوش می کشد ، و آنچه که ما کشف می کنیم درد نیست ، بلکه یک زندگی شگفت انگیز و احساس موفقیت است که وقتی همه چیزهایی را که خوب و بد ارائه می دهد ، در آغوش می کشد ، می توان آن را احساس کرد.

“وقتی که گذشته در اطراف بود” مسیری شبیه به یک معما را دنبال می کند. ما مکان ها و صحنه هایی را می بینیم که برای اددا و شریک فقیدش مهم هستند. عشق مشترک به موسیقی آنها را به هم متصل می کند و ما به دنبال عناصری مانند قطعات گمشده یک جعبه موسیقی هستیم تا از نزدیک عشق آنها را ببینیم. گاهی اوقات هر روزه است ، مانند اتصالات ساخته شده در یک اتاق خشکشویی ، اما هیچ یک از این بازی ها شامل لحظات بزرگی برای تعیین طرح نیست ، زیرا زندگی به این شکل نیست.

اشیایی که به اشتراک می گذاریم و ذخیره می کنیم به معمایی تبدیل می شوند که نگاهی اجمالی به زندگی ما دارند. "هنگامی که گذشته در اطراف بود."

اشیایی که به اشتراک می گذاریم و ذخیره می کنیم به پازلی تبدیل می شوند که نگاهی اجمالی به زندگی ما در “وقتی گذشته در اطراف بود” ارائه می دهند.

(کر در سراسر جهان)

در فیلم “When the Past Was Around” (رایانه شخصی ، مک ، کنسول های اصلی) ، Edda سعی می کند تعادل بین ادامه دادن و نگه داشتن را پیدا کند ، گاهی اوقات با استفاده از معماهای انتزاعی تنش در رابطه را تأکید می کند.

همه ما به دنبال شریکی هستیم که مانند یک اره برقی برای ما متناسب باشد. یا شاید نه لذت مطلق “من مرده ام” این است که او کشف می کند که چگونه اشتیاق زندگی همیشه نباید عاشقانه باشد. ما در نقش موریس لوپتون ، متصدی موزه یک شهر کوچک که در 62 سالگی درگذشت بازی می کنیم. در پس زمینه بازی تغییر هنر آبرنگ ، ذهن افراد زنده را جستجو می کنیم تا در مورد ارواحی که به اطلاع زادگاه و زندگی لوپتون کمک می کنند ، اطلاعاتی کسب کنیم. مو

“من مرده ام” (کامپیوتر ، سوییچ) پر از عجیب و غریب است – یک استودیوی یوگا در یک فانوس دریایی ، ماهی در حال صحبت ، یک نمایشگاه موزه اختصاص داده شده به یک گربه محله که عاشق شنا بود – اما این در واقع در مورد آموزش موریس است که او زندگی می کرد زندگی ، اگرچه او هرگز شریک زندگی پیدا نکرد. آنچه که او یافت به همان اندازه مهم بود که کاملاً از احساسات خود و چگونگی پیگیری و جشن گرفتن آنها آگاهی داشت.

“او داستان ها را در این مکان جمع کرده است” ، در پوستر افتتاحیه ای برای ما تعریف می شود و وقتی موریس شاهد چگونگی حرکت جهان بدون او است ، اهمیت تاریخ و چگونگی کار موزه موریس را برای تکامل جهان می بینیم.

به تعبیری ، Necrobarista در دسترس ترین بازی هایی است که در اینجا ذکر شده است ، بخشی به این دلیل که برای سرویس اشتراک موبایل Arcade اپل در دسترس است ، اما ممکن است نیاز به تاریخ انیمه علمی تخیلی و نحوه اصلاح مجدد ایده یک رمان تعاملی باشد و با این وجود مفهوم “Necrobarista” (رایانه شخصی ، iOS) – ما 24 ساعت پس از مرگ قبل از انتقال به هواپیمای بعدی در یک کافه / کافه فرصت داریم – بویژه در نوع نگاه به آب و هوا همچنان مرا آزار می دهد. به تازگی ، مردگان با گذشت زمان قمار می کنند ، به این امید که چند ساعت دیگر در بین فانی ها بمانند ، که به نوبه خود زمان را به ارز تبدیل می کند.

زمان در تعقیب به یک ارز تبدیل می شود "نکروباریست"

زمان در تعقیب “Necrobarist” تبدیل به ارز می شود.

(مسیر 59 بازی)

ما با یک شخص تازه فوت شده ملاقات می کنیم که ساعتها ناامید است. وی التماس می کند: “فکر نمی کنم کسی در اینجا بفهمد دیدن آخرین طلوع خورشید تا به امروز چطور است”. با احساس اینکه دنیا برای بسیاری از ما اختصاص دارد ، اجازه دادم مفهوم زمان بر من سنگینی کند. تا پایان این همه گیری – چه کسی می داند چند ماه یا بدتر از آن ، چند سال است – من هیچ وقت را برای دیدن دنیا تلف نکردم. و وقتم را برای یافتن شریک زندگی از دست دادم. یا من فکر می کنم این افکار غلط می توانند فلج شوند و مانند من به یک مارپیچ احساسی منجر شوند. این نوع نگرانی منجر به دنیای فاسد Necrobarist شد.

مفهوم زمان در همه این بازی ها وجود دارد و در درس های “What’s Next” ، درس ها از گلی که در ابتدای زندگی کنده شده است ارائه می شود تا به عنوان یک تزئین در یک گل آرایی استفاده شود ، که احتمالاً در روز ولنتاین داده شده است. این گیاه سوار ویوی می شود – اوه ، قطار مترو که این دنیا را به زندگی پس از مرگ متصل می کند ، یک جنگل دارد – و او قول می دهد که اگر تصمیم به زندگی بگیرد ، به نام لوازم جانبی یا هدیه به یک عاشق ، گیاهان را نمی کشد. این گیاه می گوید که معنی آن را از دست می دهد. گلها زیبا هستند

جوانه غمگین و ناراحت از بی حوصلگی مردم و تمایل ما به تلاش برای انطباق با نیازهایمان می گوید: “چگونه انتظار دارید عشق پیدا کنید اگر حتی صبر نکنید تا شکوفه ای کاملا شکوفا شود؟”

من یک دسته عکس از این صحنه پیش پا افتاده گرفتم زیرا باعث لبخند من شد. دوست دارم فکر کنم آینده ای پسا همه گیر وجود دارد که همه ما دوباره در آن شکوفا می شویم. اما زمانی که برای رسیدن به آنجا صرف می شود ، فقط در صورتی که نتوانیم نحوه رشد را درک کنیم ، از دست می رود.




منبع: spring-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>