قبل از اینکه فراموش کنم ، بازی ای که به ما نشان می دهد کنترل آن را نداریم


“قبل از اینکه فراموش کنم” یادآوری است که نمی دانستم به آن احتیاج دارم.

هشدار داده شود: این یک بازی با لحظات غم و اندوه است. “قبل از اینکه فراموش کنم” وسط بعد از ظهر آخر هفته گریه ام گرفت. گاهی اوقات متن تعاملی 60 دقیقه ای او حتی می تواند ترسناک باشد – البته از نظر عاطفی ترسناک ، نه به معنای وحشت.

و با این حال ، گرچه براساس وحشت بیماری است ، “قبل از اینکه فراموش کنم” بیش از هر چیز نامه ای عاشقانه به زندگی است ، برای یافتن جایی برای زندگی حرفه ای و روابط و حتی تسلط بر هنر بخشش ، به دیگران ، اما بیشتر به خودش.

همچنین حامل پیامی در مورد این اوقات پرتنش است: با خود مهربان باشید.

من از بازی قبل از فراموش شدن عصبی بودم و می ترسیدم که خیلی دردناک باشد ، این کار پیر شدن ، مبتلا شدن به نوعی زوال عقل ، برای معده در میان یک بیماری همه گیر سخت باشد. که این به من یاد دایی می افتد که به بیماری آلزایمر گم کردم.

می فهمم که در لرزم تنها نیستم. دانستن اینکه “قبل از اینکه فراموش کنم” چیست می تواند مانع بازی خیلی ها شود. حیف خواهد بود

من از خودم ممنونم که نگذاشتم مضامین بازی مرا بترسانند.

«قبل از اینکه فراموش کنم» فراتر از هر تلاشی برای ابتلا به بیماری طنین انداز است. اگرچه این بازی هرگز به ما اجازه نمی دهد قلبی را که دچار زوال عقل است فراموش کنیم ، اما در نهایت یک بازی برای یادآوری شادی های زندگی است.

ما به عنوان سونیتا (Anjali Kunapaneni) بازی می کنیم ، یک زن محترم که از زوال عقل زودرس رنج می برد. “قبل از اینکه فراموش کنم” به عنوان یک رمز و راز آشکار می شود ، هر دو Sunita و بازیکن را به مکث و تأمل در زندگی شخصی ترغیب می کند. لحظات کوتاهی وجود دارد که در آن بازی ما را از حالت گمراهی خارج می کند ، و این نشان دهنده عدم توانایی سونیتا در شناخت راه خانه اش است.

بازی indie که توسط تیم توسعه دهنده دو نفر از Chela Ramanan و Claire Morwood تصور شده است ، تلخ طراحی شده است. هنوز هم ، در زمانی بازی می کردم که احساس می کردم ماه ها از زندگی خود را از یک بیماری همه گیر که در یک آپارتمان کوچک من را کج کرده بود ، از دست می دهم ، متوجه شدم که این باعث می شود آخر هفته احساس ناخوشایندی داشته باشم. همانطور که به نکات برجسته زندگی علمی سونیتا و رابطه عاشقانه او با موسیقی دان دیلن (میسون اسکات رابینسون) پی بردیم ، به نظر می رسید قبل از اینکه فراموش کنم به من گفت که فقط به این دلیل که به نظر می رسد سال 2020 جنبه های زیادی از زندگی ما را حفظ کرده است ، لازم است به یاد بیاورم برای ادامه کارهایی که دوست دارم

رامانان گفت: “یک سنی شخصی است که یک عمر زندگی کرده و فقط یک فرد مبتلا به بیماری نیست.” “ما نمی خواهیم او را تماشا کنیم و برای او متاسف شویم و با آن همراه باشیم. مانند: “آیا اتفاق افتاده ای برای او افتضاح نیست؟”

در عوض ، این بازی می خواهد ما حتی با کشف برخی از فاجعه هایی که برای Sunita اتفاق افتاده است ، با کمی بالا بردن محل را ترک کنیم. “آیا او زندگی شگفت انگیز و شغلی عالی نداشته است؟” “رامانان می گوید برای گرفتن برخی از ایده هایی كه او و موروود می خواهند بازیکنان از بازی بگیرند. “کاش کسی داشتم که به اندازه دیلن مرا دوست داشت.”

“قبل از اینکه فراموش کنم” این احساس را به خود جلب می کند که در افکار گیج کننده خودمان هستیم.

(بازی های 3 برابر)

با دیدگاه اول شخص ، از خانه ای که دیلن و سونیتا مشترکاً از آن استفاده می کنند عبور می کنیم. افکار سونیتا وقتی با خاطرات یا یادداشت های شغلی روبرو می شویم که به ما یادآوری می کند چه روزی است ، چه قرص هایی باید بخوریم و چه مواد غذایی را باید متوقف کنیم ، داستان را روایت می کند. ما کارت پستال ها یا یادداشت های قدیمی می گیریم و گاهی اوقات به پرزهای مربوط به گذشته نگاه می کنیم که توسط عناصر ایجاد می شوند. ما پیام هایی را پیدا می کنیم که به نظر می رسد توسط دیلن نوشته شده است ، و هنگام حرکت ، صدای پرهیز از پیانوی او را می شنویم ، موسیقی به عنوان یک شخصیت ظاهر می شود که سعی دارد حافظه را به اوج ذهن ما برساند.

همچنین تنش وجود دارد. چالش این بود که تعادل بین ظاهر روشن و کمی انتزاعی بازی و وحشت احساسی که سونیتا گاهی اوقات متحمل می شود ، پیدا شود.

موروود گفت: “من فکر می کنم تبدیل شدن به یک بازی ترسناک بسیار آسان است ، چیزی که ما می خواهیم از آن دوری کنیم.” “چند بیت ترسناک وجود دارد ، اما این یک بازی ترسناک نیست. ما واقعاً سعی کردیم با پالت رنگ و موسیقی و سرعت پایین بازی از این امر جلوگیری کنیم. تا زمانی که می دانید او به زوال عقل مبتلا است ، بیشتر از آن به زندگی او می پردازید. ”

با این حال ما هرگز نمی دانیم که سونیتا در خانه خود محبوس شده است. کمد لباس او مجهز به روزنامه های قدیمی است که از زندگی حرفه ای دیلن می گوید. قراردادن آنها ممکن است کار یک شوهر مغرور باشد ، اما اکنون بر شکنندگی افکار گذشته ما تأکید دارد. یک لحظه وحشت زده وجود دارد که سونیتا حفره ای در راهرو تصور می کند و به خاطر نمی آورد که حمام در خانه کجاست ، اما وحشت واقعی این است که بفهمیم چه مقدار از ذهن ما می لغزد ، حتی در شرایط سلامتی.

اگرچه هرگز به این ترتیب درنظر گرفته نشده بود – Ramanan و Morwood نسخه اصلی “Before I Forget” را برای رویداد جام جم بازی در سال 2016 در شهر بریستول انگلیس ایجاد کردند – امروز بازی کاملاً مناسب به نظر می رسد. به عنوان مثال ، اکنون ، هنگامی که ملت ما با ویروس کرونا می جنگد ، غیر معمول نیست که با کسی که می ترسد فقط در خانه بمانند ، با کسی که همه گیری را از بین می برد ، ملاقات کرد.

با این حال ، در بخش قبل از فراموش کردن ، ما دائماً احساس می کنیم دیوارها به روی خود بسته می شوند ، و مشخص می شود که چنین توصیه هایی را نمی توان در حقیقت حفظ کرد. من نه به این دلیل که نسبی از نوعی زوال عقل رنج می بردم ، بلکه به این دلیل که چهار ماه است آپارتمانم را ترک نکرده ام ، با این بازی تماس گرفتم. انزوا و ترفندهای ذهنی ناشی از آن می تواند نوع بیماری خود باشد.

رامانان با اشاره به اینکه ما معمولاً زوال عقل را با افراد مسن یا بیمار یا معلول ارتباط می دهیم ، می گوید: “من هرگز از نظر افرادی که با آن متفاوت طنین اندازند فکر نکرده ام.” آنها نمی توانند به همان اندازه که می خواهند بیرون بروند یا از مشکلات بهداشت روانی رنج می برند. این همیشه تجربه “دیگری” پیش از این بوده است ، اما شاید اکنون مردم بتوانند کمی بیشتر با او ارتباط برقرار کنند – این تنهایی. ”

قبل از این که فراموش کنم

موسیقی چیزی شبیه به یک شخصیت در “قبل از اینکه فراموش کنم” است ، که برای یادآوری خاطرات از دست رفته به قهرمان داستان استفاده می شود.

(بازی های 3 برابر)

این کلید جذابیت بازی است.

غالباً ، وقتی درمورد بازیهایی بحث می کنیم که با موضوعات جدی سروکار دارند ، این کار با این اعتقاد انجام می شود که باید مقاصد آموزشی وجود داشته باشد که ما را در ذهن شخص دیگری ایجاد کند تا همدلی ایجاد کند و به ما بیاموزد که دیدگاه دیگری را درک کنیم. . اما این لزوماً هدف پیش از فراموش شدن من نیست.

رامانان گفت: “من كاملاً گیج شده ام از افرادی كه همیشه به ما می گویند بازی ها به نوعی خیلی خسته كننده نیستند تا بتوانند داستان های جدی را بیان كنند و اگر كار جدی انجام دهند ، باید به یك ابزار كارآمد تبدیل شوند.” “این رابطه عجیبی است که من نمی فهمم. فکر نمی کنم هیچ محیط دیگری این مشکل را داشته باشد. اگر فیلمی با فرد مبتلا به زوال عقل دارید ، تصور نمی کنید که برای آموزش در مورد زوال عقل به مدارس و خانه های سالمندان می رود. این مسخره به نظر می رسد “

در حقیقت ، نه رامانان و نه مروود به افراد مبتلا به زوال عقل نزدیک نبودند. آنها فقط می خواستند داستانی را تعریف کنند که شبیه مطالعه شخصیت باشد که از فاجعه برای بزرگداشت زندگی استفاده می کند.




منبع: spring-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>