اصلی همین تفسیر معلوم می‌شود که یادکر د از سگ اصحاب کهف هیچ دلالتی بر طهارت آن ندارد و وجود روایتی دال بر این که فرشتگان وارد مکانی نمیشوند که سگ در آن جا حضور دارد، باید جعل آن را به انگیزه ایجاد انگیزه و دوری از سگ و وارد نکردن آن در زندگی دانست نه چیز دیگر. این آشکار قرآن میباشد که میفرماید: إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ یعنی آفریدگار به اندازه سنگینی ذرهای ستم نمیکند؛ ستمنکردن معبود نیز به عدالت در شکل گیری است و هم به عدالت در قانونگذار ی و تشریع. بنابراین زمانی چیزی در قرآن نبود، لکن در سنت و روایات اعتبار بود (دقت نمایید که میگویم: روایات معتبر) یا مطابق شعور عقل بود، می توان به آیین نسبت داد، هر یکسری در قرآن نباشد. منابع معرفتی معتبر که سنت و روایت دارای باشد به نجاست سگ تصریح دارد، (وسائل الشیعة، ج ۳، ص ۴۱۴ ۴۱۷). و پاسخ آن به عبارتی هست که ابلاغ شد و آن، این که منابع معرفتی ما سه چیز است؛ وحی (قرآن)، داستان اعتبار و عقل. همین پدیده را بایستی از دیگر منابع معرفتی دین به دست آورد. براین اساس نیکی بایستی سگ را زد، نیکی اذیت کرد و نه کشت مگر این که خویش موجب آزار خرید سگ قلیل صدا و اذیت شود. در صورتیکه که سگ شما اصلی کمتر وزن هم مواجه شده میباشد صد رد صد به دامپزشک مراجعه کنید. من همین جا از فرصت پیش آمده به کارگیری کنم که امروزه اکثری از ضروریات آیین آیتم انکار قرار میگیرد صرفاً به همین بهانه که در قرآن نیست! ۳. واقع همین می باشد جواب دهنده محترم، تصور کرده که نجسبودن سگ به معنای پلشتی و پستی سگ است، در حالی که نجسبودن یک دارای فقاهتی هست که قانونگذار اسلام آن را دارای کرده می باشد و ولی ممکن هست بنابر مصالحی بوده که قانونگذار در این معتبر چشم است. ۶. مشفقانه به مانند پاسخ دهنده متشخص میگویم: به نظر شما آیا نباید در استعمال از قرآن تخصص به اندازه داشت! در ادامه این نوشته به جواب همین پرسشها خوا‌هیم پرداخت. عاقبت گیری: سگ های فاقد علامتها همانند سگهای نماد دار توانمند به محافظت عفونت لیشمانیا اینفانتوم بوده و میتوانند در برقراری چرخه انتقال بیماری در بخشها اندمیک، نقش داشته باشند.در مطالعه حاضر یک سری از سگ های مهم علایم از حیث آنتی بادی ضد لیشمانیا منفی بوده ولی از نظر پارازیتولوژی مثبت نشان دادند.

ایندکسر